بیست رمان – دانلود رمان جدید
دانلود رمان پلیسی، رمان طنز، رمان جنایی، رمان ترسناک، رمان تخیلی، رمان اجتماعی، رمان معمایی، رمان خارجی و…

دانلود رمان ترسناک عمارت مرموز به قلم زهرا عبدی (دلربا) بصورت pdf برای کامپیوتر و اندروید

رمان عمارت مرموز نسخه کامل

موضوع رمان : عاشقانه، هیجانی، معمایی، ترسناک، کلکلی، پلیسی

تعداد صفحات : ۹۸

دانلود رمان عمارت مرموز pdf از زهرا عبدی (دلربا)

دانلود رمان عمارت مرموز pdf از زهرا عبدی (دلربا)

خلاصه رمان :

دانلود رمان عمارت مرموز… دختری به اسم لیلا که سال هاست در غمی به اسم یتیمی و بیچارگی گرفتار شده، در کودکی مادرش او راه به حال خود رها کرده و برای همیشه رفته، لیلا را خاله ای پیر و مهربانش بزرگ می کند و به او جانی دوباره می دهد، بعد از فوت خاله لیلا تنها می ماند، او برای امرار معاش و فرار از تنهایی دنبال کاری با آبرو و امنیت می‌گردد! او حالا کاری پیدا کرده که با تمام معیار هایش یکی است ولی عجیب یک جای کار جدید می لنگد و لیلا را کنجکاو می کند…

قسمتی از  رمان عمارت مرموز

رفتم سمت میز. فرهاد با چشم های مشکوک نگاهم کرد و گفت: خوش گذشت؟

من: آره جات خالی. داشت تیکه می انداختا. فرهاد: بی ادب. من: تو با ادب. فرهاد: بذار ببینم کی می تونم آدمت کنم.

من: برو هانیه خانم و آدم کن. فرهاد عصبی شد علی و نوید نبودند. دستمو از زیر میز گرفت و فشار داد. من: آخ ایییی ول کن شکست.

زیر گوشم غرید: دیگه اسم هانیه رو نمیاری فهمیدی تو حتی نمی تونی یه تار موی اون بشی فهمیدی یا بازم بگم؟

چقدر تلخ بود این جمله. صدای شکستن قلبم وشنیدم. ساکت شدم دستمو ول کرد پسری اومد سمتمون می گفتند پسر خیلی کله گندست.

تا نشست مارو به حرف گرفت. اسمش یاشار بود پسر خوشگلی بود. خواست بلند بشه که برگشت سمتمو دستشو به سمتم دراز کرد و گفت: هلیا خانم با من می رقصید؟

حسابی از دست فرهاد دلخور بودم. من: باکمال میل. نقشه این نبود ولی غرورمو شکسته بود من انسان بودم نه سنگ… بی شعور مگه من چمه؟ دلتم بخواد.

یاشار باچشمای هیزیش نگاهم کرد و دستمو رو هوا گرفت و بردتم وسط، کمرمو سفت گرفت فرهاد عصبی نگاهم می کرد چپ چپ نگاهش کردم.

یاشار: شما خیلی لوند و زیبایید. من: نظر لطفتونه. یاشار: نمیدونم چرا ولی می گم راستش من حس خاصی نسبت بهتون دارم.

من: چی؟ یاشار: عشق نیست یه حس خالصانه و خاص. من: مسخره می کنی؟ یاشار: انگار مثل خواهر و برادر.

نگاهش کردم امکان نداشت چشمای سیاهش با چشمای عسلی من امکان نداشت…

پیشنهاد ما:

دانلود رمان هر مردی که میخواهم مال من باشد pdf از ریچل گیبسون

دانلود رمان روزگار جوانی pdf از صدای بی صدا

اگر شما نویسنده رمان هستید و از انتشار رمان در این سایت رضایت ندارید میتوانید درخواست حذف دهید

  • برچسب ها:
لینک کوتاه مطلب:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

مطالب محبوب
  • مطلبی وجود ندارد !
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
  • رستمیکاش جلد دوم داشت ندارههه؟؟...
  • رستمیسلام من این رمانو عید خوندم و اینقدر جذاب بود که یک روزه تمومش کردم اصلا نمی تون...
  • تبسم سردار شهرکیرمانش بی نظیره حتما بخونید...
  • Mسلام...
  • به توچهاین رمان بینظره...
  • رقیه👍👍...
  • روژانبسیار عالی بود...
  • مدیر سایتسلام. مرسی از اطلاع شما لینک ها غیرفعال شدند بزرگوار...
  • مرضیه نعمتیمرضیه نعمتی نویسنده رمان آقای سر دبیر هستم. رمان چاپ شده. از سایت حذف شه....
  • مدیر سایتسلام روی دریافت پی دی اف بزنید مراحل پرداخت رو انجام بدین و بلافاصله پس از پرداخ...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیست رمان – دانلود رمان جدید " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.