«حقیقت این بود که من مرده بودم... اما کنار آدمهای اطرافم مثل یه دختر عادی زندگی میکردم...» یاقوت، دختری جوان با گذشتهای تلخ، درگیر پیامدهای یک اشتباه در دوران نوجوانیاش شده است. او بهدلیل انتشار عکسها و فیلمهای شخصیاش، تحت کنترل و سوءاستفاده بهرنگ، پسری عوضی، قرار میگیرد. فشارهای خانواده مذهبی و تهدیدات بهرنگ، زندگی یاقوت را به جهنمی تبدیل میکند.
در میان این آشوب، یاقوت برای پروژه دانشگاهی خود با بهزاد، مردی مرموز و خشن که بهعنوان یک "مَستر" شناخته میشود، همگروه میشود. آشنایی با بهزاد، پیچ و خمهای جدیدی به زندگی او اضافه میکند و داستان وارد مسیری تاریک و پرتعلیق میشود. این فقط شروعی برای داستانی پرهیجان و تأثیرگذار است.
پگاه، دختری که هرگز از خانوادهاش محبتی ندیده، ناخواسته درگیر علاقه و اشتیاق امیرحافظ، پسرعمویش میشود. امیرحافظ، علیرغم اشتباهی که در نوجوانی مرتکب شده و به پگاه تعرض کرده، همچنان به عشقش پایبند است. او با وجود مخالفتهای خانوادهها و حتی خود پگاه، مصرانه برای ازدواج با او تلاش میکند. این داستان تلخ و تأملبرانگیز، مبارزهای بین عشق، گناه، و کشمکشهای خانوادگی را روایت میکند.
دانلود سراب... داستان "سراب" روایت عشق رادین به مریم، دختری مذهبی و چادری است که این عشق از زخمهای کودکی رادین سرچشمه میگیرد. اما راز او توسط یاشار، برادر بزرگترش، برملا میشود. یاشار، برخلاف رادین، فردی آرام و متشخص است که همیشه مراقب مریم بوده و این تفاوت در شخصیتهای این دو برادر داستان را جذابتر میکند.
"سراب" اولین رمان مجازی من است که با استقبال غیرمنتظرهای روبهرو شده است. از زمان انتشار، خوانندگان لطف خود را نشان دادهاند و ماهانه پیامهای محبتآمیز بسیاری دریافت میکنم. اگر به داستانهای عاشقانه با پیچیدگیهای احساسی علاقه دارید، "سراب" تجربهای جذاب و خواندنی خواهد بود.
دانلود رمان موهایم را تو بباف... الینا نریمان دانشجوی تئاتر است او در یک خانواده ثروتمند و بیقید زندگی میکند، مادرش مدتها قبل با استاد موسیقیاش فرار کرده و او را تنها گذاشته است الینا علاقهای ،به دنیای پدرش و خانهشان ندارد و همیشه کمبود پدری واقعی و مادری دلسوز را احساس میکند.
یک روز در دانشگاه که الینا از روابط روزمره با دوستان و کلاسهایش خسته است، در حال قدمزدن به کافهای به اسم «کافه کتاب» که تازه در نزدیکی دانشگاه بازشده، میرود. وقتی برای سفارش دادن کاپوچینو به سمت پیشخوان میرود، متوجه میشود مرد میان سال تقریبا چهل و چند ساله صاحب کافه دچار ،نقصی در پای خود است. طولی نمیکشد که متوجه میشود که صاحب کافه دکتر جانبازی است که تازه به ایران برگشته و کلی هم کتاب نوشته و ترجمه کرده است …
دانلود رمان خدای یارا... رمان راجب یه دختریه که قاتله و خارج از ایران زندگی میکنه طی یه سری اتفاقات با افرادی آشنا میشه که به ایران با وحشت برمیگرده…. استارت ماجرا میخوره.