رمان پای مرام به قلم سودا ترک داستانی عاشقانه و خانوادگی است که در محلهای قدیمی از پایینشهر جریان دارد. احمد، جوانی با غیرت، در شرایط سخت زندگی میکند و تمام تلاشش را میکند تا مادر و خواهرش را از مشکلات مالی رها کند. پدر احمد سالها پیش به دلیل پول از آنها رفته و حالا احمد باید بار مسئولیت خانواده را به دوش بکشد.
داستان زمانی پیچیدهتر میشود که احمد در موقعیتهای دشواری قرار میگیرد و در دو راهیهای سختی از زندگی باید تصمیم بگیرد. در همین راستا، شهاب، دوست نزدیک احمد، که او را در این مسیر حمایت میکند، همراه همیشگی اوست. اما تمام این تغییرات و آزمونها وقتی اتفاق میافتند که احمد با روشنا آشنا میشود. رابطه احمد و روشنا در روند داستان پیچیده میشود و به احوالات درونی احمد دگرگونیهای جدیدی میدهد.
پای مرام داستانی است از خانواده، صداقت و اصول انسانی که در موقعیتهای مختلف زندگی به چالش کشیده میشود. مرام احمد و همراهی با شهاب و خانواده، او را به شخصیتی برجسته در دل محله و در دنیای خود تبدیل میکند. این رمان به زیبایی و با قلمی روان، عشق و وفاداری را در بستر جامعهای که در آن زندگی میکنند، تصویر میکند.
«طاعون زده» داستان دختری است که زندگی آرام و بیدغدغهای دارد و با رویاهای کوچک و بزرگ خود پیش میرود. اما روزی نام طاعون به گوشش میرسد؛ طاعونی که به زندگیاش وارد میشود و آرزوهایش را به نابودی میکشاند. او مجبور میشود آرزوهای شکسته و طاعونزدهاش را خود بسوزاند و از نو بسازد. سالها میگذرد و کسی که روزی جزو مهمترین بخشهای زندگیاش بود، از میان خاکستر آرزوهایش دوباره برمیخیزد. او به دنبال جواب سوالاتش از «طنین» است. طاعون، اینبار نه بر آرزوها، بلکه بر زندگی خود فرد طاعونزده وارد میشود.
لیلی، شخصیت اصلی داستان، در مواجهه با بحرانهای زندگیاش، تصمیم میگیرد سکوت اختیار کند و هیچ توضیح یا دلیلی برای رفتارها و انتخابهایش به خانواده ارائه ندهد. این سکوت، منجر به طرد او از سوی خانواده و ترک خانه میشود. با رانده شدن از خانهای که مملو از صفا و آرامش بود، لیلی وارد دنیایی پر از سختی و چالش میشود. روزگار سخت و اتفاقات تلخ، لیلی را که زمانی مهربان، صبور و عاشق بود، به دختری سرد، بیاحساس و خشمگین تبدیل میکند. حالا او در برزخی جهنمی به دنبال پیدا کردن راهی برای نجات خود و مقابله با مشکلاتش است.
المیرا دختری است که دنیای خاصی را تجربه میکند. او چیزهایی میبیند که دیگران قادر به دیدن آنها نیستند و صداهایی را میشنود که دیگران نمیشنوند. وضعیت ذهنی او پیچیده است و همه او را ترک کردهاند. او در آسایشگاه روانی قرار دارد و حتی عزیزترین افرادش نیز از او ناامید شدهاند. هیچکس به او امیدی برای درمان نمیدهد. او از جنون عبور کرده است و نمیداند باید چه کند. آیا راهی برای نجات او وجود دارد؟ این داستان به بررسی مشکلات روانی و تلاش برای نجات از شرایط پیچیده میپردازد.
سیتاوک، دختری جوان و وکیل حرفهای، پرونده قتلی مشکوک را در دست میگیرد. اما در راه حل این پرونده با خطراتی روبرو میشود که او را به چالش میکشد. در این مسیر، سیتاوک باید تصمیماتی بگیرد که به قیمت جانش تمام میشود. داستان روایتگر این است که چگونه یک فرد میتواند در دل مشکلاتی که از همه طرف او را احاطه کردهاند، با چالشهای درونی و بیرونی روبرو شود.

