بیست رمان – دانلود رمان جدید
دانلود رمان پلیسی، رمان طنز، رمان جنایی، رمان ترسناک، رمان تخیلی، رمان اجتماعی، رمان معمایی، رمان خارجی و…
خلاصه کتاب

خلاصه رمان زیر درخت سیب

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود. فشاری که روی جسم خسته و این روزها روان آشفته‌اش سنگینی می‌کند نفس‌های یکی در میانش را دردآلودتر و سرفه‌های خشک کویری‌اش را بیشتر و سخت‌تر کرده. او اما همچنان می‌خواهد نشان دهد همه چیز تحت کنترلش است و پیش روی این درد پر طمع مرگبار هنوز از ظرف تاب و تحملش سرریز نشده. درد اما تظاهر، قدرت و طاقت را مگر می‌فهمد؟ لعنتی تنها می‌خواهد پیش برود، رگ و پی تنش را در نوردد بعد هم خون تنش را بخشکاند و نفس‌هایش را برای غنیمت از این جنگ نابرابر به یغما ببرد ...

خلاصه کتاب

خلاصه رمان زرناب:

دانلود رمان زر ناب... یاسر رحمانی، پسر ناخلف معتمد محله، حاج ایمان رحمانی، استاد بوکس معروف به پنجه طلایی! مرد سی‌و دو ساله‌ی قد بلند و خوش هیکلی که بخاطر مشکلاتش همسرش طلاق گرفته و خانواده‌اش روی دیدن او را ندارند، یک شب زن بیوه‌ای را از چنگال یک روانی که قصد آزار و اذیت او را داشت نجات می‌دهد و برای محافظت از زن و پسرهایش، او را به عقد خود در می‌آورد…

 
خلاصه کتاب

⊹⊱๑مشخصات رمان آهو ๑⊰⊹ نام اثر: آهو نام مولف: نوشین گوگوچانی ژانر: عاشقانه، هیجانی، اجتماعی تعداد صفحات: ۲۸۲صفحه

⊹⊱๑خلاصه داستان رمان آهو ๑⊰⊹

سرگذشت زندگی آهو جریان دختر بچه ایه که بخاطر خرج خانوادش سر چهارراه کبریت میفروشه..یه روز باعث میشه بتونه وارد عمارتی بشه کارکنه.... پسر ارباب عاشقش میشه.....فقط این نیست داستان ادامه دارد...

دانلود رمان ژست از فاطمه اشکو نسخه pdf

📚رمان : #ژست
✨ژانر : #عاشقانه
✍🏻نویسنده : #فاطمه_اشکو

خلاصه:
ژست داستان دختری بنام سوزانِ که برای موفق شدنش در صنعت عکاسی، دست به دامن مدلی به نام برنا می شه! برنایی که غرور و تکبرش در مقابل غرور سوزان قرار می گیره و وضعیتشون در هم گره می خوره.
آیا سوزان می تونه برنا رو مدلش کنه یا نه؟!

دانلود رمان هیجانی عدالت و عشق به قلم ترنج  بصورت pdf برای کامپیوتر و اندروید

رمان عدالت و عشق نسخه کامل

موضوع رمان : عاشقانه، هیجانی

تعداد صفحات : ۲۰۶۵

 

خلاصه رمان :

دانلود رمان عدالت و عشق… داستانی شوکه‌کننده و مهیج، از تقابل یک مرد، یک زن و عشقی سوزان… مردی جذاب و میلیاردر که برای رسیدن به هدف‌هایش، خیلی چیزها ازجمله انسان‌ها را زیر پا می‌‌گذارد، ولی ناگهان عاشق می‌شود و عشق می‌سوزاند ریشهٔ تمام خودخواهی‌ هایش را… و دختری مهربان، اما عدالت‌پیشه و صلح‌جو که جز راستی و اجرای عدالت آرزویی ندارد… و عشقی ناب و سوزان، جریان یافته در رگ‌و‌پِی‌شان، که می‌سوزاند و می‌گدازد و داغ می‌زند بر روحشان…

دانلود رمان وداع آخر از یگانه اولادی با فرمت پی دی اف

📚#وداع_آخر
✍️ نویسنده : #یگانه_اولادی
✨ ژانر : #عاشقانه_خانوادگی

📑خلاصه:
هفت سال پیش در یک کلاس موسیقی، رعنا، دل به نویدی میبندد که ادعای عاشقی میکند و این عشق سرانجامش جداییست، نوید با شخص دیگری ازدواج میکند، رعنا اکنون کارمند بانک میباشد و بعد از سالها با نوید رو به رو می شود، در حالی که …
💯#توصیه_می‌شود

💮رمان سنگدل
نویسنده:س.شب
خلاصه:
داستان درباره ی دختری که برای نجات زندگی اعضای خانوادش سختی های زیادی در زندگی تحمل میکنه .که ازش یک دختر با قلب سنگی ساخته دختری که در ظاهر سنگدله ولی باطنی از جنس شیشه داره. وسر نوشت براش بازی رودر نظر میگیره که برای نجات از اون باید سختی های زیادی رو تحمل کنه
پایان خوش

خلاصه کتاب

دانلود رمان دیوار آهنی. ریما، دختری که به خاطر اتفاقی بی‌ارزش و پوچ از خانواده‌اش طرد شده، اتفاقی که در آن بی‌گناه‌ترین فرد، خودش است.

او حالا پرستار کودکی کوچک می‌شود، اما... پدر آن کودک چه کسی است؟! پدری که عشق قدیمی و فراموش‌نشدنی ریماست!

خلاصه کتاب
دانلود رمان هیچکسان... بهراد که مدت‌هاست متوجه حضور نیروهای منفی در اطراف خود شده، برای رهایی از این تهدیدات به فردی که توانایی مقابله با این نیروها را دارد، مراجعه می‌کند. در این مسیر، او خود نیز مهارت‌های مبارزه با جن‌ها را می‌آموزد. در این میان، بهراد با جن خوبی به نام هاموس آشنا می‌شود. هاموس به او کمک می‌کند تا بتواند مشکلات مردم را حل کرده و از این طریق مسیر جدیدی را برای خود رقم بزند؛ مسیری که ممکن است در آن با چالش‌های بیشتری مواجه شود.
خلاصه کتاب

دانلود رمان یار و یاور... کمد ریلی را باز کردم و وارد شدم. نگاهی به کت و شلوارم انداختم، سپس کت شلوار مشکیم را برداشتم و پوشیدم. بعد به سمت کشوی ساعت‌ها رفتم، درش را باز کردم و یکی از ساعت‌هایم را برداشتم و در دستم گذاشتم. کشوی بعدی را باز کردم و کراوات مشکیم را برداشتم. ایستادم جلوی آینه و کراوات را بستیم. دستی به ریش سفیدم کشیدم و مرتبش کردم. نگاهی به آینه انداختم و بعد کفش‌هایم را پوشیدم. به سمت میز کنسول رفتم، تسبیحم را برداشتم و از اتاق بیرون آمدم.

در همین لحظه در باز شد و نیاز وارد خانه شد. به سمتش رفتم و گفتم: «تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟» او متعجب نگاهش را از سر تا پایم برد و بی‌آنکه حرفی بزند، به من خیره شد.

 
مطالب محبوب
  • مطلبی وجود ندارد !
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیست رمان – دانلود رمان جدید " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.